احمد بن محمد ميبدى

552

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

22 - فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ . در بهشتى بالا بلند ( و برگزيده ) آرميده . 23 - قُطُوفُها دانِيَةٌ . كه خوشه‌هاى ميوه بهشت نزديك دست چيننده است . 24 - كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ . ( گويند ) بخوريد و بياشاميد گواراى وجود ، آن به سبب آن كردارهائى و كارهائى است كه در روزگار پيش فروفرستاديد . 25 - وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ . اما كسى كه نامه‌اش به دست چپ او داده‌اند ، مىگويد : اى كاش مرا نامه ندادندى ! 26 - وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ . و كاشكى من شمار كارهاى خود را نمىدانستم ! 27 - يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ . اى كاش هميشه مرا مرگ بود كه چنين روزى نمىديدم . 28 - ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ . مال و دارائى من مرا امروز به كار نيامد ! 29 - هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ . توان و قدرت و سلطهء من تمام شد ( عذر من بپذيريد ) . 30 - خُذُوهُ فَغُلُّوهُ . ( گويند ) او را بگيريد و دستهاى او را بر گردن او بنديد . 31 - ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ . آنگاه او را به آتش رسانيد و بسوزانيد . 32 - ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ . پس از آن ، او را در زنجير هفتاد بازو ببنديد . 33 - إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ . زيرا كه او به خداى بزرگوار نگرويده بود . 34 - وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ . و بر غذا دادن به فقير و سير كردن گرسنگان نمىانگيخت . 35 - فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ . پس امروز او را هيچ دوست و حامى و ياور نيست . 36 - وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ . و نه در آنجا خوراكى و غذائى است مگر آنچه از چركيها و پليديها است . 37 - لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ . كه نخورند از آن خوراك مگر خطاكاران و گناهكاران . 38 - فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ . پس سوگند مىخورم به آنچه مىبينيد از آفريده‌ها در روى زمين و از نعمتهاى ظاهرى . « 1 » 39 - وَ ما لا تُبْصِرُونَ . و سوگند مىخورم به آنچه نمىبينيد از آفريده‌ها در زير زمين و از نعمتهاى باطنى ! « 1 » 40 - إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ . سوگند مىخورم كه اين گفتار فرستادهء راست‌گوى پاك مقام است . 41 - وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ . و نه سخن شاعر است ! چون شما اندك مىگرويد ! و اندك درمىيابيد و كمتر ايمان مىآوريد ؟ 42 - وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ . و اين سخنان نه سخن كاهن است و شما اندك پند مىپذيريد . 43 - تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . اين سخنان فروفرستاده از سوى خداوند جهانيان است . 44 - وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ . و اگر رسول خدا ، جز از گفتهء ما سخنى فرا نهادى . 45 - لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ . ما هرآينه دست او را به سختى مىگرفتمى و مىبستمى . 46 - ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ . آنگاه رگ دل او را بگسستمى و ببريدمى . 47 - فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ . و هيچ‌يك از شما بازدارندهء عذاب از او نيست !

--> ( 1 ) - كلمهء ( لا ) در هر دو آيه ( زايد ) شناخته شده كه بسيار در آيهء سوگندها معمول است .